آنیساآنیسا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 29 روز سن داره

انیسا بهانه زندگی

بدون عنوان

سلام گلم   امروز حرکاتت زیاد شده    ای جاننننننننننننننن صبح با تکونات بیدار شدم کاش هر روزهمین کارو تکرار کنییییییییییییییییییی خیلی حسه خوبیه الان که پشت کامپیوترم باز داری تکون میخوری شطون بلایه منننننننننننننننننننننننننننن امروز میخوام برم بیرون کتاب بخرم برات بخونم اخه خیلی خوشت میاد وقتی صدای اذان میاد دیگه تکون نمیخوری گوش میکنی وقتی هم تموم میشه شیطونیاتو شروع میکنی هههههههههههه اونقدر خوشم میاد از این کارت صبح حموم بودم  اونجاهم تو شکمم همش ول میخوردی منم قلقلکم میومد ههههههههه راستی دیرو خاله مهسا اومده بد همش شکممو بوس میکرد ولی تو تکون نخوردی ههههههههه خیلی شیطونی عسلم برم موهامو خشک کنم دیگه بای بای...
3 بهمن 1392

بدون عنوان

هفته هیجدهم بند انگشتی   سلام عسل مامان  تو امروز جهار ماهته عسلممممممممممم خیلی ببخشید که دیر شروع کردم به نوشتن اخه عشق مامانی حالم زیاد خوب نبود باید همش میخوابیدم و روزی یه امپول میزدن برام تازه دو سه روزیه حالم خوب شده می تونم بشینم بابایی هنوزم میگه زیاد تکون نخورررررررررررررررر. موبایل ضرر داره کامپیوتر ضرر داره ولی من حرفشو گوش نمیدم میخوام هر هفته بنویسم برات وقتی بزرگ شدی بخونی »»»»»»»»»»»راستی دیروز با مامانی بابایی خاله مهسا رفتیم سونو واسه تعیین جنسیت خاله مهسا از همه مششتاق تر بود بفهمه دخملی یا پسمل ولی تو بلا ضد حالا زدی بهمشون هههههههه پاهاتو اند...
3 بهمن 1392