آنیساآنیسا، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره

انیسا بهانه زندگی

بدون عنوان

1392/11/5 17:06
128 بازدید
اشتراک گذاری

هفته نوزدهم بند انگشتی

 

سلام عسلمممممم    

توشکم مامانی خوش میگذره همش داری شیطونی میکنیییییییییییییی  لبخندوای که خوش به حاله من میشه همش وقتی تکون میخوری دیروز عروسی بودیم توهم از عوض من همش خودتو تکون دادی تو شکمممممممممهورا انگار توهم فهمیدی که مامانی همیشه پای رکس تو مهمونی هاست گفتی بزار حالا که مامانی نمیتونه به رکسه من از عوضش شیطونی کنم مامانم نارحت نشه چشمکوای که من چه قدر خوش به حالم شده بود دیروز لبخندوقتی هم که برگشتیم باز تکون میخوردی ولی تا بابایی میومد دستشو بزاره توی ورجک دیگه تکون نمیخوردی هههههههههلبخنداخرشم دیگه خسته شد وای که داریم روزارو میشماریم که زودتر توبغلت بگیریمتبغل قلب الان هم تا چند دیقه بد بابا بزرگ خاله مهسا مامانی میان خونه تا یه سری بهمون بزنن خدا میدونه خاله باز چه اسمایی واست پیدا کرده دختر خالت هدیه هم تو جونب و جوش پیدا کردنه اسمه ولی نمیدونن اسمت خیلی وقته که حاظره ههههههههههههههههههه الکی خودشونو دارن خوش میکنن هههههههه ولی من اسمتو تا به دنیا نیومدی نمیگم تا بمونن تو خماری هههههههههههههههه وای که الان شکممو با ورزشگاه عوضی گرفتی داری همش لگد میزنی ولی به دردش می ارزه حس خوبی بهم میده کاشکی میشد مثل بابایی زود زود میتونستم خم بشم بوست کنم  ولی ناز کردنتم خوبه چشمکتو بلا وقتی بابایی باهات حرف میزنه ساکت میشی  مشغول تلفنعسله مامان وقتی بابایی دستشو میزاره یه ذره تکون بخور بزار بابایی هم خوشحال شه افرین عسله مامانیقلب فعلن بای بای تا یه روزه دیگه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)